تبليغاتX
جویا - یادها3
۷۸۶

۱- امشب مامان اینا رفتن مکه. توی فرودگاه حسابی خراب بودم. همون حس و حالی رو داشتم که موقع برگشتن از مکه داشتم. همیشه آدما بعد از از دست رفتن فرصت ها بیدار میشن! بعد آرزو می کنن که یه فرصت دیگه دست بده. اگرم فرصت دیگه ای مهیا بشه بازم خواب می مونن!

۲- آی چه حالی داره وقتی توی اون لباس ساده هستی و لبیک میگی . میگی خدایا گفتی بیا ، من دارم میام.

۳- بغض و اشک و آه حسرت....

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 23:38 |