تبليغاتX
جویا
۷۸۶

برای ما که یه جورایی به اینترنت معتاد شدیم فیلتر شدن سایت ها هم شده قوز بالا قوز. جالبه که بخش فیلترینگ مخابرات هم گیر محکمی از نوع ۳ پیچ به هاست های مجانی اختصاص داده.فقط یه نفر مث خودم که دانلود کردن بزرگترین اذت زندگیش باشه می فهمه که فیلتر شدن سایتی مثل "رپیدشیرRapid share" چه حسی به آدم میده. حالا اگر پروایدر اینترنتتون یه جایی مث این شرکت باشه که از پاپ هم کاتولیک تر هستند و برای محکم کاری علاوه بر فیلترینگ مخابرات یه بخش فیلترینگ خاص هم خودشون دارن، نور علا نور میشه. بگذریم.

این آلبوم رو امروز گوش دادم. کولاکه. ترکونده! مست شدم از شنیدنش. بابا این آقا واقعن استاده و مستحق دریافت نشانهایی والا تر از اونی که بهش دادن. آره!

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 17:48 |
 ۷۸۶

لغو شد!

برای شب سالگرد ازدواجمون بلیط خریدیم بریم ، اما لغو شد. یعنی نذاشتن اجرا بشه. به همین سادگی! آره!

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 22:30 |
۷۸۶

سر صبح دیدم امیر عباس دوست قدیمی ، مطلبی  نوشته و عکسی رو آپلود کرده که منو به بیست سال پیش پرت کرد. با کمک هم تونستیم ۱۰نفر از ۱۲ نفر رو بطور قطع شناسایی کنیم. البته ۹ نفرشون رو خودم میشناختم. بر سر هویت ۱ نفر هم به توافق نرسیدیم. خیلی راحت خیلی چیزا یادم اومد.مثلن اینکه همیشه سر تک خونی با نفر پایین که بعدن معلوم شد اسمش ...... معصومی بود رقابت شدیدی داشتم. اماچیزی که برای خودم جالب بود این بود که اگر الان یه عکس از بچه های دانشگاه رو ببینم شاید به زحمت بتونم اسم یکی دوتاشونو به یاد بیارم. من به این نتیجه رسیدم که هیچ دوستایی توی زندگی مث دوستای دوران مدرسه نمیشن. چقدر ساده و بی غل وغش بودیم توی دوستیامون. و حالا توی دوستیایی که با دیگران برقرار می کنیم دنبال اون صداقت و سادگی می گردیم. غافل از اینکه خودمونم دیگه اون زلالی رو از دست دادیم. ما خیلی چیزا رو توی بچگی جا گذاشتیم. آره!

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 13:23 |
۷۸۶

این جمله از وینستون چرچیل رو شنیدید؟

“You have enemies? Good. That means you've stood up for something, sometime in your life.”

آیا در زندگی دشمن دارید؟ این بدان معنیست  که شما در زندگی خود مدافع نظری یا پشتیبان شخصی بوده اید.

سوالی که به ذهن من رسید این بود که ایران مدافع چه نظر و یا پشتیبان چه کسی است؟ آیا اصلن ایران دشمن دارد؟ یا این عبارت دشمن زاییده ی توهمی سی ساله است که در اثر خوردن یک قرص اکس خیلی بزرگ به مردم ایران دست داده است؟ آره؟

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 11:7 |
۷۸۶

قیصر هم رفت! به همین سادگی.

 گیسوی  تو  دام بلا ، ابروی تو تیغ  فنا ، دردت دوای دل

روی تو بهشت برین، موی تو بنفشه ترین زنجیر پای دل

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 18:5 |
۷۸۶

 از اونجا که معمولن شنبه ها بیماری  شنبه گشادی آدم عود می کنه ، امروز اصلن حس کار کردن نبود. و طبق معمول که همه ی اتفاقای نه چندان خوب باید همین شنبه بیفته امروزم دو سه تا کاری که هر دو سه قرن یک بار پیش میاد به میمنت و مبارکی پیش آمد کرد. و باز هم از اونجا که دیوار من کوتاه ترین دیوار توی این واحده انجام کارهای فوق الاشاره دست بوس من فلک زده شد. 

مطابق همیشه چندین کار عقب افتاده + درسهای تل انبار شده  جایگاه خاص خودشونو در زندگی حفظ می کنن. این ترم درسا خیلی سنگینه باید مردونگی کنم و بالاخره واسه یه ترم هم که شده قبل از امتحانا درسا رو شروع کنم. البته اگه کارا اجازه بدن! آره خوب!

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 18:31 |
786

 آقا با هرکی صحبت می کنی میناله. حسرت به دل ما موند سر صحبت رو با یه نفر باز کنیم بگه من از زندگیم راضیم. از راننده تاکسی گرفته تا خدماتی توی شرکت که روزی 8 بار زیر پای آدمو تی می کشه بگیر بیا تا خود همین معاون اداری که طبقه پایین ماست و حقوق بالای 2 میلیون میگیره و گردن کلفت میکنه و به ریش ما کارمند جماعت میخنده که اینا دیوونه ان با ماهی 200-300 هزار تومن دارن اینجا جون میکنن (البته همین آقا وقتی کارش پیش آدم گیره بیا و ببین چه مهندس مهندسی به ..ن آدم می بنده). اصلن یواش یواش دارم به این نتیجه میرسم که نباید سر صحبت رو با کسی باز کرد. بیخیال اصلن مگه آدمم باید صحبت کنه؟ آدم اگه آدم باشه باید دنبال یه لقمه نون بدوه. آره! (البته از نوع حلالشا!)

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 8:11 |